الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
26
الخصال ( فارسى )
زندگانى او فاسد نيست 37 - درخشاني كه ابر بارنده از رويش آب ميطلبد ، پناه يتيمان و نگهدار بيوه زنان است 38 - درماندگان بنى هاشم به او پناهنده شوند و نزد او در رحمت و بخشايش فراوان بسر برند 39 بجان خودت اسيد و نخست زادهاش به راه دشمنى ما رفتند و ما را براى خورندگان پاره كردند 40 - عثمان و قنفذ گرد ما نگرديدند ولى دستور آن قبائل را بر ضد ما پذيرفتند 41 - از ابى عبد يغوث خود اطاعت كردند و گفتار هيچ گوينده را در بارهء ما مراقبت نكردند 42 - ما از سبيع و نوفل چه كشيديم هر كدام از ما رو گردانيدند و خوشرفتارى نكردند 41 - اگر بدست آمدند يا خدا بر آنها مسلطم كرد جزاى آنها را بكفشان ميگذارم 44 - اين ابو عمرو هم غير از كينه ما را نخواست تا ما را نزد گوسفند داران و شترداران انتقاد كند 45 - در هر صبح و پسين بر ضد ما راز ميگويد اى ابو عمرو هر چه خواهى در بارهء ما راز بگو و فكر كن . 46 - براى ما به خدا سوگند مىخورد كه فريب كارى نكند ولى آشكارا و بىپروا ميبينى كه دشمنى مىكند 47 - بغض و كينهء ما هر تپهاى از زمين كه ميان اخشب و مجادل است بر او تنگ كرده است . 48 - از ابو وليد بپرس چه بخششى بما كردهاى جز اينكه چون نيرنگ باز از ما روگردانى و بر ضد ما كار ميكنى 49 - با اينكه تو مردى بودى كه در سايه رأى و مهربانيت ميان ما زندگى اداره ميشد و نادان نبودى 50 - اى عتبه در بارهء ما گوش بگفتار سخن چينان مده كه حسود و دروغگو و كينهتوز و دغلبازند . * * * 51 - ابو سفيان هم كه روگردان از بر من گذشت چون گذشتن پادشاهى بزرگ از بر درويشان . 52 - بهواى نجد و آبهاى سرد آن ميگريزد و وانمود مىكند كه من از حال شما غافل نيستم . 53 - نصيحت مآبانه بما خبر ميدهد كه با ما مهربان و خيرخواه است و كينههاى درون را نهان ميدارد . 54 - اى مطعم من در روز فريادرسى تو را وانگذاردم و نه در هيچ موقف عظيمى در پيش آمدهاى بزرگ . 55 - و نه در حادثه خسم كه دشمنان سختى بر سرت ريختند جنگجويانى از صنف مبارزان كشمكش كن . 56 - اى مطعم مردم قريش تو را بروش بدى كشانيدند من هم چون به خود واگذار شوم اى واى نمىگويم .